تولد یک شاعر
امروز که برای آوردن رادین به مدرسه رفتم یک جزوه به من دادند با عنوان نامها و آوازها که با ورق زدن آن احساس غرور و شعف وجودم را فرا گرفت سه صفحه از جزوۀ 19 صفحه ای را آپلود می کنم و خوشحالم که هنوز معلمانی پیدا میشوند که اینقدر به بچه ها اهمیت میدهند
مقدمه
همه چیز از رادین شروع شد. یک روز شنیدیم رادین یک شعر برای یکی از دوستانش ساخته است.
م اول مزدکه
که لپش از پولکه
شعر جالبی بود هم به الفبا ربط داشت هم اسم بچه ها بود. فکر کردیم شاید بتوانیم با توجه به اسم بچه ها ترانه هایی را آماده کنیم.
مطالبی را که می خوانید ترانه های ساده ایست که بیشتر جنبۀ بازی دارد. به همین دلیل نام آنرا نامها و آوازها گذاشتیم
فکر کردیم که خواندن ترانه های همه بچه های گلاس اول جالب باشد


بابایی جو گیر می شود 
رادین شده کاپیتان
تو این کشتی جنگی
دستش گرفته این بار
با دزدای دریایی
میجنگه توی دریا
نجات میده دوستاشو
هرجا که کشتی باشه
دزدا یهو میریزن
پولای تو کشتی رو
گنجاشون و تو صندوق
تو جزیره میذارن
از روی نقشه بعدان
میرن درش میارن
دنبال دزدا میره
با کشتی و توپ خونه
میکنه اون دزدا رو
نابود و درب و داغون
پولای تو گنجا رو
ما گوی سبقت را از بابایی ریودیم و برای خودمان شعر می گوییم. تازه با لگو براش سوژه عکس هم می سازیم. این هم اولین شعر ما با یک کم کمک از بابایی تو بخش دوم.
رادین سفینه داره
سفینه اش پله داره
اما صندلی نداره
با میز که کاغذ بذاره
دو تا موجود اسیرن
رادین با دوستاش میرن
اونها رو زود میگیرن
رادین مثل پلیسه
اون بالا که می ایسته
مواظب موجوداست
که در نرن یه ریزه
سلام.
به دلیل مشکلات کامنتهای پرشین بلاگ این وبلاگ رو برای رادین راه انداختم. پستها رو توی هر دو وبلاگ می گذارم.
نظرات ()








